موش موشک خونه ی ما...
گــــــــــل ماماااااااااااااااانــــــــــــــــــــــــــی سلاااااااااااااااامممم 
وای که این روزها ماشالا از بس شیطون شدی که فرصت آپ کردن وبلاگتم ندارم خوشگلک مـــــــن
چند وقته هر چی که رو زمین میمونه و فراموش میکنم وردارم
دست شما پیدا میکنم تا میخوام از دستت بگیرم میبینم که یه تیکش نیست
واااااااااااااااااااااای این آخریا پد موس رو ...
عین آدامس میجوییدی
مگه میتونستم از دهنت بیرون بکشم 


ماشالا انقدر زورت زیاده که گاهی مجبورم از سلاح شیر استفاده کنم
تا میگم یلدا مم شیر میخواد؟
هر چی تو دهنت باشه مثل کاغذ و دستمال و چیزای دیگه که زورم نمیرسه از دهنت بیرون بیارم رو تف میکنی بیرون و با خنده میایی بغلم
قربونت برم با شیر خوردنت گاهی مثل ببعی ها شیر میخوری گاهی نشسته و گاهی که خوابم از بالا سرم پیدات میشه شیطونک با نمک مامانی 

بچه های کوچیک برات مثل عروسک میمونن و بزرگترها برات نی نی هستن
... دیشب که رفته بودیم خرید به فروشنده نیگا میکردی و میخندیدی و بادستات اشاره میدادی که بیا اونم کلی ذوقت رو کرد

دیگه چی بگم از خرابکاری یا شیرینکاری ؟
تا مورچه میبینی میری سرو بختشو کلی باهاش بازی میکنی
نگرانی من اینه نکنه اون بخت برگشته رو بذاری دهنت و...
من خونه رو تمیز میکنم
شما پشت سرم اسباب بازیهات رو میریزی وسط سالن و هر کدوم رو یه طرف میندازی و یک ساعتی مشغولشون میشی
دستمال میکشم با دستهای مبارکتون چند لحظه بعد نقاشیهای خوشگل میکشی
قربونت برمممممممم الهی دخمل هنرمندممممممممممممم
اینم از نقاشی دخملی روی شیشه ی فر گاز ...

و سرک کشیدن تو کابینتهاااااااااااااااا
البته واسه مو کندن هنوز زوده چون فقط میتونی یه ذره بازشون کنی و هنوز دستت به وسایل داخلش نرسیده


فدای اون قد و بالات بشممممممممممم کوچولوی ریزه میزه ی ماماااااااااااااااااان





موش موشک خونه ی ما...
